ما اینجا برای قهرمانی متحد شده ایم " تو جام را بالای سر ببر....
ما اینجا برای قهرمانی متحد شده ایم ! تو جام را بالای سر ببر …
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 19:4 توسط حنیف 40
|

چشم ها خیره شدند …
چشم ها به صفحات خیره شد با دیدن تیترهایی که حرف از رفتن تو زد ! حرف از
خداحافظی تو ! حرف هایی از نیامدنت !
چشم ها منتظر بودند …
چشم ها منتظر بازگشتت بودند! منتظر بودند تو را دوباره با لباس آبی
شماره ی ۷ ات ببینند و بازوبند بر بازویت! و منتظر بازگشت شاه ماهی
به اقیانوس آبی .
چشم ها گریستند …
چشم ها درخشیدند …
تو دوباره آمدی ! چشم ها درخشیدند از آمدنت ! دل ها برای آمدنت بی قرار بود .
آمدی و دل های بی قرار را آرام کردی ! خوشحالی را به ما بخشیدی و شدی
همان خورشید بی غروب محبوبمان ! ستاره ی سهیل و دریا ی بی ساحلمان .
تو را دوباره با لباس آبی شماره ۷ ات دیدیم ! و بازوبند بر بازویت .
چه رویایی بودی تو ! و ما چه خوشحال ! و همه مان روی ابرها بودیم .
درخشیدی و باز شدی همان مرد دیروز ! همان کاپیتانی که منتظرش بودیم .
و امـا امـروز …
امروز همه در انتظارند ! در انتظار یک اتفاق خوشآیند و فرخنده ! در انتظار
بوسه زدن جام به دستانت ! در انتظار قهرمانی استقلالمان ...
متحد شده ایم برای دیدن این لحظه ! برای آبی شدن جام و برای رخ دادن اتفاقات خوب .
ما اینجا برای قهرمانی متحد شده ایم ! تو جام را بالای سر ببر …